* از آن دو کشور چهکسانی میآمدند؟
فاروق الشرع وزیر خارجه سوریه و علی ترکی وزیر خارجه لیبی. خود این موضوع ایجاد صمیمیت میکرد. حضرت آقا هم همیشه به بنده میفرمودند "رابطه بین کشورها، رابطه بین انسانهاست" و ما هم سعی میکردیم با اینها رابطه دوستانهای داشته باشیم، با پرز دکوئیار (دبیرکل اسبق سازمان ملل) هم با همین دوستی و صمیمیت کارمان را پیش میبردیم.
سوریه از جمله کشورهایی بود که کنار جبهة الصعود و التصدی محکم ایستاد و با کمپ دیوید هم مخالفت کرد و خدا رحمت کند مرحوم حافظ اسد را، شرایط بهگونهای بود که مهمترین مبارزین فلسطینی هم در سوریه مستقر بودند.
جبریل گفت "من مسلمان شدم، ولی به اسلام امام خمینی (ره) "
* شما چه ویژگیای را در آقای احمد جبریل بارزتر از بقیه میدیدید؟
بسیار مخلص بود، مرحوم احمد جبریل در ابتدا گرایش کمونیستی داشت و اصلاً معلم کمونیسم میان فلسطینیها بود، ولی با انقلاب ایران، درون او نیز انقلابی پدید آمد و به اسلام پیوست و من معتقدم ایشان شیعه بود. او در جمع عدهای از علما که ظاهراً به عرفات هم نزدیک بودند، گفته بود
"من مسلمان شدهام، ولی نه اسلام شما، بلکه اسلام امام خمینی (ره) " .
آدم صریحی هم بود و جزو یاران و حامیان همیشگی جمهوری اسلامی محسوب میشد، بعداً هم که حزبالله تشکیل شد، از آنها حمایت کرد، اساساً هر حرکت اسلامی که در منطقه رخ میداد، احمد جبریل حامی آن بود. با لیبی هم روابط خوبی داشت و امکانات خوبی هم از قذافی میگرفت، اینطور نبود که امکانات را بگیرد و انبار کند، به بهترین شکل آنها را بهکار میگرفت، خصوصا در جنگ ۱۶ روزه حزبالله و اسرائیل در سال ۱۹۹۶.
** ماجرای انتقال موشک به حزبالله در جنگ ۱۶ روزه
* یعنی قبل از عقبنشینی از جنوب لبنان؟
بله. اسرائیل در سال ۱۹۸۲ جنگی را شروع کرد و تا بیروت هم آمد. ابتدا تشکیلات امل که امام موسی صدر آن را پایهگذاری کرده بود و نیروهای شیعه و مخلص عضو آن بودند، با صهیونیستها مقابله کردند و بعد هم که نیروهای انقلابیتر رفتند و حزبالله را تشکیل دادند. بنده و افرادی نظیر مرحوم آقای محتشمیپور، مرحوم آقای شیخالاسلام، آقای اختری سفیر سابقمان در سوریه و دیگران از روز اول در جریان تشکیل حزبالله بودیم و این دوستان زحمت بسیار کشیدند.
ما دیدیم که همه وزرای خارجه غربی به حمایت از اسرائیل برخاستند تا حزبالله را از بین ببرند. بنده مأمور شدم در دمشق مستقر شوم و هر کاری که میتوانم بکنم، ۹ روز آنجا بودم، یک روز هم به مراکش رفتم و با ملک حسن دیدار کردم و از او خواستم کاری بکند. در آن زمان هرکس میخواست کاری را از پیش ببرد به دیدن ما میآمد. آن موقع صهیونیستها از طریق جاسوسهایشان فهمیده بودند که حزبالله ۱۰۰۰ موشک کاتیوشا دارد و روزی ۱۰۰ موشک هم شلیک میکند. آنها صبر کردند تا بعد از ۱۰ روز، موشکهای حزبالله تمام شود، ولی حزبالله در روز یازدهم هم ۱۰۰ موشک دیگر شلیک کرد و روز دوازدهم و همینطور تا روز شانزدهم که اسرائیل بالاخره دستانش را بالا برد.
کسی شاید پشتصحنه این را نداند که این موشکها از کجا میآمد، همه آنها را احمد جبریل به حزبالله داد، انبارهایش را بهروی حزبالله باز کرد و گفت "هرچقدر میخواهید بردارید".
** جبریل پرونده زنده مبارزه فلسطین بود
* احتمالاً پسر احمد جبریل یعنی جهاد هم برای همین ترور شد، شنیده میشد که در انتقال تجهیزات خصوصاً راکت به حزبالله نقش اساسی داشته است.
بله. آنها یک خانواده محترم، مبارز و مخلص بودند که خودشان هم بسیار مورد احترام ایران و حزبالله قرار داشتند. هر اتفاق و مراسمی در ایران بود حضور پیدا میکرد و در صف اول هم مینشست، مقابل بزرگان عرب میایستاد. او پرونده زنده مبارزه فلسطین بود.
من مکرر با او دیدار داشتم، لحظهای در مبارزه برای فلسطین تعلل نکرد و هیچگاه تن به سازش نداد و همه را هم هدایت میکرد، حتی کسی مثل سرهنگ ابوموسی که خودش آدم بزرگی بود، از او تبعیت میکرد. به حماس هم اعتقاد داشت و در قول و عمل یک تحلیلگر استخوان خردکرده صحنه فلسطین محسوب میشود.
**اعتبار خاص جبریل نزد رهبر انقلاب
* چقدر در حوزه عملیاتی با ایران هماهنگ بود؟
او بهجز اینکه یک همراه تمامعیار با مجموعه مقاومت بود، خودش را تابع محض رهبری نظام چه در زمان امام خمینی (ره) و چه در زمان حضرت آقا میدانست و اگر میفهمید نظام تصمیمی گرفته است، بلاشک حمایت میکرد و تابع بود.
* با امام (ره) هم دیداری داشت؟
دیدار خصوصی فکر نمیکنم، ولی مکرر با حضرت آقا دیدار داشت و آقا هم بین همه فلسطینیها اعتبار خاصی برای احمد جبریل قائل بودند. احمد جبریل به راهی که میرفت اعتقاد داشت و میدانست چه میکند و راه نجات فلسطین را در تبعیت از رهبری میدید.
نقش ایران هم در حمایت از مقاومت یک نقش ویژه است، شما دیدید که شخصیت برجستهای مانند آقای هنیه صراحتاً بعد از جنگ اخیر ۱۲ روزه گفت "همه آنچه به ما کمک شد از طرف جمهوری اسلامی ایران بود و لاغیر. "، میگفت "کشورهایی مثل قطر و مصر تنها برای میانجیگری آتشبس جلو آمدند، ولی ایران بود که به ما کمک کرد".
بسیاری از مجموعههای مبارزان فلسطینی چه در غرب رود اردن، چه در غزه و چه در اردوگاهها بهنوعی خودشان را منتسب به جمهوری اسلامی میدانند و بخش مهمی از این مسئله مدیون احمد جبریل است.
خیلی روی موضوع ایران حساس بود و اگر گاهی دشمنان جمهوری اسلامی به موضوعی که خلاف انتظار از ایران بود دامن میزدند، بلافاصله تماس میگرفت تا مطمئن شود.
* فکر میکنم مقطعی که برخی شعار «نه غزه نه لبنان» سر دادند، یکی از همان مقاطع باشد که برخی دوستان ایران را در خارج از کشور نگران کرد.
بله، چرا که این افراد اقلیتی هستند که یا فریب خوردند یا نمیدانند چه میگویند.
* خیلی هم وارد درگیریهای داخلی گروههای فلسطینی نمیشد.
جایگاه و شأن او بالاتر از این اختلافات بود، ولی حرفش نافذ بود و همه هم او را قبول داشتند و از او تبعیت میکردند.
** تفاوت جبریل و عرفات در اعتقاد به مبارزه بود
* بهنظر شما فرق میان کسی مثل احمد جبریل و یاسر عرفات در چیست؟
یاسر عرفات یک اشتباه بزرگ داشت و آن اینکه کمک و وعدههای غرب را باور کرد که میخواهند به او کمک کنند، ولی دیدیم که عاقبتش چه شد. احمد جبریل هیچگاه به راهش و آرمانش شک و تردید نکرد.
* آخرین بار کی او را دیدید؟
هر وقت به سوریه میرفتم او را میدیدم، آخرین بار اگر اشتباه نکنم ۳ سال قبل بود، همان روحیه را داشت و هیچ تغییری نکرده بود.
انتهای پیام/+