کد خبر: ۲۳۴۶
تاریخ انتشار:۱۵ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۷
سلام بر تو...!

چگونه آغاز کنیم سرانجامت را که سرانجام عشق سرخ است. با کدام واژه بسراییم شرح فراقت را که:

زبان خامه ندارد سر بیان فراق

وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق

در هر محفلی که شمع ذکر تو روشن شود، جبریل پروانه وار گرداگرد شمع یاد تو می گردد و کعبه قبله ی اصحاب عشق شد از آن زمان که عشق ـ یعنی تو ـ در آن زاده شدی و با رفتنت، محراب مسجد، مقتل عشق شد و مقبره ی عاشقی. سلام بر تو ای سیدالعشاق که حریم قدسی ات خرابات عارفان است و نام تو ذکر مناجات عاشقان. سلام بر تو ای آشنای کوچه های غربت و دلتنگی!

سلام بر تو ای همراز چاه و نخلستان، ای «یاسین»، ای «قدر» و ای «هل أتی» و سلام بر تو ایعلیمرتضی!

ساکنان عالم قدس، سرمست جام جمال تواند و عاکفان قبله ی عشق حیران کمال تو. ای تجلی حقیقت و ای تجسم عدالت! افلاکیان به سوز یا رب یا رب های تو، های های می گریند و قدسیان با ضجه های شبانه ی تو می نالند.

ای ام الکتاب آفرینش و ای مضمون ناب خلقت و ای قرآن مجسم! بعد از تو گلدسته ها خاموشند و دل محراب، بی حضور عاشقانه ات، گرفته.

ای ساقی کوثر اشراق!

نخل های دل ما را با زلال عشق خودت آبیاری کن!


علیرضا ترابی زاده